عاشقان سید الشهدا

عاشقان سید الشهدا

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته والمستشهدین بین یدیه

نویسندگان
پیوندها

پست ثابت

دوشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۲، ۱۲:۱۵ ب.ظ

با سلام به وبلاگ عاشـــــــــ سیدالشهداــــــــــــقان خوش آمدید

 

برای تبادل لوگو و لینک می توانید در قسمت نظرات همین پست به ما اطلاع دهید

برای خرید قالب وب به اینجا کلیک کنید

یه استاد داشتیم همیشه بحث بد حجابی که میشد این خاطره رو تعریف کرد

خاطره چی بود آها !!!!!! معلومه به حجاب و عفاف اهمیت میدی

 

 

میگفت"تو یه مجلس در استهبان با یکی از خانوم های بد حجاب دعوامون شد سر حجاب

ازش پرسیدم اگه موهاتون بیرون باشه چه کیفی داره ؟ چه سودی داره ؟واقعا چه سودی داره؟

می گفت طرف بیرون اومده میگه ((مدرن تره))

منم با قاطعیت تمام بلند شدم گقتم {اگه مدرنی تو برهنگیه دور از جون ، خر (الاغ) از همه مدرن تره ماشاالله}

اون زنه هم مجلس رو ترک کرد چون جوابی نداشت"

این جمله همه چیز رو حل میکنه هر جا خواستید مدرن بشید یاد این جمله بیفتید

یاعلی مدد

نیا نیا گل نرگس :'(

يكشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۱:۵۹ ب.ظ

نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست

دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی

هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست

نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع

که شهر ما نه مُهیای گامهای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند

قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه

کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست

نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش

که جای سجده گه ِ ما هنوز مال تو نیست

نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها

به فجر صبح ظهورت کسی کنار تو نیست

نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه

که ندبه ، ندبه خرقه است و پایگاه تو نیست

نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست؟

نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق

دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست

ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا

کسی برای شهادت به کربلای تو نیست

نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما

هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا

برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست

علی اکبر رائفی پور

دلت پاک باشهـ...

سه شنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۱۷ ب.ظ

" بابا دلت پاک باشه "



👈دل پاک باشه ، کافی است!👇



🔴◀نخیر...هرگز این جمله درست نیست!!✔


اگر تخمه کدو را بشکنی و مغزش را بکاری سبز نمی‌شود. پوستش را هم بکاری سبز نمی‌شود. مغز و پوست باید با هم باشد.


🔹🔹هم دل، هم عمل🔸🔸


⏪نکته : آن کسی که تو را خلق کرده است،


⏪اگر فقط دل پاک کافی بود، که  فقط  می‌گفت: «آمنوا».


⏪اینکه کنار «آمنوا» گفته :


                   🌟◀آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات▶🌟


    💠◀یعنی هم دلت پاک باشد، هم کارت درست باشد.✔



     💠◀حجاب ظاهری ، ریشه در عفاف درونی دارد▶💠



👈کسی که بخواهدپاک باشد،ظاهرو باطنش رابایدیکی کند✔


💥👈آنان که بی قید و لاابالی اند ، ولی می گویند :


👆« دلت پاک باشد ! » نمی دانند که پاکی دل ، در پاکی رفتار و متانت و وقار ، نمایان می شود و از دل پاک ، جز نگاه پاک برنمی آید👉💥

 


        🔶◀از کوزه همان برون تراود که در اوست▶🔶



نمی توان پذیرفت که از کسی عفونت گناه به مشام برسد ، ولی مدّعی باشد که دلش پاک است .


نام زوار کربلا در لیست

دوشنبه, ۴ خرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۵۸ ب.ظ

نام زوار کربلا در لیست...    

نام من در میان آنها نیست...

من مگر عاشق شما نشدم...

جرم‌و تقصیر من بگو پس چیست...

باشد آقا قبول گنهکــارم... 

 جز توبخشنده‌ی گناهم کیست...

دل من لک‌زده برای حـــرم...

شب جمعه حرم که مهمانی‌ست...

روضه علقمه، حدیث وفــا...     

خود زهرا به روضه‌ها بانی‌ست...

می‌رساند به روضه‌ها خود را...

میزبانی به عهده‌ی مهدی‌ست...

صفرم اما عدد حسـابم کن...    

مثل صفر کنار نمره‌ی بیست...

حرف دل بود با شمـا گفتم...

شاعری پیش عشق بی ادبی‌ست...

وصیت کرده‌ام که بنویسند...   

روی قبرم که با محبت زیست...

خادمی که ، کربلایی نیست...

بنویسند این که خفته به خاک...    

در عزای حسین قربانی‌ست...

دین من عشق ، عشق آل علی...

مذهب شعر من أبالفضلی‌ست...



اللهم ارزقنا کربلا بحق الحسین(ع)...


بدون شرحـ...

يكشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۴۱ ب.ظ

آقا سلام ، ببخشید ! مرکز توانبخشی جانبازان کجاست؟

- همون جا که فلج ها و روانی ها رو نگه میدارن؟ انتهای همین کوچه است.....!

فلج ها و روانی ها!!! از شنیدن این جواب شوکه شدم !

♥•٠·˙

داخل که می روی قسمت اعصاب و روان، احساس می کنی هنوز ابر آتش تیر و گلوله روی سرت است... 


• هنوز هر سه ثانیه یکی از روی تخت خیز می پرد..

• هنوز یکی را می بینی با لباس لجنی دارد سینه خیز روی زمین می رود تا مین ها را خنثی کند.. 

• آقا اسماعیل تلفن آسایشگاه را سفت چسبیده بود و فریاد می زد پس نیروها کجا هستن؟؟بچه ها قیچی شدند... 

• محمد آقا را می بینم که دارد دمپایی سفید بچه ها را واکس سیاه می زند، انگار زمان جنگ کفاش جبهه بوده...

• وارد سالن آسایشگاه که می شوی یکی دوان دوان سمتت می آید و حال امام خمینی را ازت می پرسد... می گوید سلامش را به امام برسانم و بگویم بچه ها ایستاده اند...


【اینجا هنوز بوی کربلای پنج می آید...】


با گریه خارج می شوم از آسایشگاه و به هیاهوی شهر باز می گردم.... 

یکی جلوی درب آسایشگاه تیکه می اندازد که "آقا سهمیه بنزین ات را گرفتی؟! خوب شارژ شدی؟" 

.

.

.

┘◄ شادی روح و آرامش حال همه ی جانبازای موج گرفته و همه ی عاشقا، که رفتن رو مین تا من و تو نفس بکشیم صلوات ...

◀تـ ـلـ ـنــ ـگـ ــر

شنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۴۹ ب.ظ

⭕◀تـ ـلـ ـنــ ـگـ ــر✔،◀با محوریت غفلت، ندامت▶



🍃🌠از آن باران ها که آدم را غمگین میکند؟...🌠🍃


🌠🍃که ته دل آدم را خالی میکند؟...🍃🌠


🍃که نگران داشته ها و نداشته ها و گذشته و حال و آینده میکند؟🍃


🍃یک باران واین همه کار؟!کدام باران؟کدام باران رادیدی؟🍃


🍃⭐🌠شرمندگی دارد این جمله ها...🌠⭐ 🍃


بیشتر از آن، حسی که زمینه ساز این جملات است شرمندگی 


دارد... حسی شبیه غفلت... غفلت از اینکه تو هیچی و او 


همه چیز است...غفلت از اینکه او بصیر است، علیم است🌠 


🌠👈بی ایمان شدن که شاخ و دُم ندارد...🌠


🌠👈امتحان خدا که جلسه و آزمون و ورقه ندارد!..🌠


ولی ببین خدا در عوض تحویل گرفتن این همه غفلت ها و 


ناسپاسی ها و فراموشکاری ها، چقدددددر مهربان است🌠


که این تلاطم ها و ناآرامی ها به دقیقه نکشیده، با تلنگر زدن 


قدرت و رحمتش، آن هم فقط با دو آیه ساده، چطور همۀ 


تلاطم ها را آرام میکند که شرمنده میشوی از خودت🌠


💕🌠🍃🌠خدای مهربان من... بباران...🌠🍃🌠💕 


💕🍃🌠از هر نوع بارانی که میخواهی...🌠🍃💕 


💕🌠همه نوعش موهبت است...🌠💕


💕🌠هم از آن موهبت ها که زمین را زنده میکند🌠💕 


💕🌠هم آن موهبت ها که نفس غافل ما را با شرمندگی روسیاهی بیدار می کند...🌠💕



         💕🍃🌠یا الهی و ربّی...🌠🍃💕


    💕🍃🌠لا اِلهَ اّلا اَنت...🌠🍃💕


💕🍃🌠سُبحانَکَ...🌠🍃💕


💕🍃🌠اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین...🌠🍃💕


    💕🍃🌠اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین...🌠🍃💕


          💕🍃🌠اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین...🌠🍃💕


-----  ----- ----- ----- ----- ----- ----- ---- ---- ----

پـ ـیـ ـج اخـ ـتـ ـصـ ـاصـ ـی تـ ـلـ ـنـ ـگـ ـر✔

     🌠👇🌠👇🌠👇🌠👇🌠👇🌠

  http://line.me/ti/p/%40bhg3286c

     🌠👆🌠👆🌠👆🌠👆🌠👆🌠

الـ ـهـ ـم عـ ـجـ ـل لـ ـولـ ـیـ ـک الـ ـفـ ـرج✔


عبرت آزاد

چهارشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۴:۰۶ ب.ظ
☀عبرت آزاد، مقایسه ممنوع؟!!
مقایسه کنید و نظر بدهید

جانبازی شیمیایی در خاطراتش چنین گفته است: تاکسی که مرا از ترمینال جنوب تا خانه ام آورد ۱۰۰ تومان بیشتر گرفت. چون می گفت باید ماشینش را ببرد کارواش. گرد و غبار لباس خاکی من را میخواست بشوید!!!
همان روز باید می فهمیدم که چه اتفاقی افتاده!
اما طول کشید …
زمان لازم بود …

همین چندی پیش آژانس گرفته بودم تا بروم جایی. راننده پسر جوانی بود که حتی خاطره آژیر خطر را هم در ذهن نداشت. ریه هایم به خاطر هوای بد تحریک شد و سرفه ها به من حمله کردند. از حالم سوال کرد.
 کم پیش می آید که وضعیت جسمانیم را برای کسی توضیح بدهم …اما آن شب انگار کسی دیگر با زبان من گفت …گویی قرار بود من چیزی را درک کنم و بفهمم با تمام وجود ...!!!
 گفتم که جانباز شیمیایی هستم و نگران نباشد و این حالم طبیعی است. 
سکوت کرد …به سرعت ضبط ماشینش را خاموش کرد و خودش را جمع و جور … 
وارد اتوبان که شدیم …حالم بدتر شد … سرفه ها امانم را بریده بودند …
ایستاد و مرا پیاده کرد و گفت که ممکن است حالم بهم بخورد و ماشینش کثیف شود و او چندشش میشود …و…رفت …
من تنها در شبی سرد ... کنار اتوبان ایستاده بودم و با خودم فکر میکردم که چرا؟ پدر و مادر او مگر از ما برایش نگفته اند؟ معلمانش چه!؟

یکی از جانبازان جنگ تحمیلی، سالها پس از مجروح شدن به علت وضع وخیمش به ایتالیا اعزام و در یکی از بیمارستانهای شهر رم بستری شده بود.
از قضا چند روزی بعد از بستری شدن این جانباز جنگ تحمیلی متوجه می شود خانم پرستاری که از او مراقبت می کند نام خانوادگی اش مالدینی است. این جانباز ابتدا تصور می کند تشابه اسمی است، اما در نهایت نمی تواند جلوی کنجکاوی اش را بگیرد و از خانم پرستار می پرسد: آیا با پائولو مالدینی ستاره شهر تیم آ.ث. میلان نسبتی داری؟ و خانم پرستار در پاسخ می گوید: پائولو برادر من است! 

جانباز ایرانی در حالی که بسیار خوشحال شده بود، از خانم پرستار خواهش می کند که اگر ممکن است عکسی به یادگار بیاورد و خانم پرستار هم قول می دهد تا برایش تهیه کند، اما جالب ترین بخش داستان صبح روز بعد اتفاق می افتد...

هنگامی که جانباز هموطن ما از خواب بیدار می شود، کنار تخت بیمارستان خود پائولو مالدینی بزرگ را می بیند که با یک دسته گل 💐به انتظار بیدار شدن او نشسته است و ... باقی اش را دیگر حدس بزنید!

راستی هیچ می دانید پائولو مالدینی اسطوره میلان از شهر میلان واقع در شمال غربی ایتالیا، به شهر رم واقع در مرکز کشور ایتالیا که فاصله ای حدود ششصد کیلومتر دارد رفت، تا از یک جانباز جنگی ایرانی را که خواستار عکس یادگاری اوست، عیادت کند؟ 
.راستی چرا ؟!!

*********************************
👈📎 ما را در نشر مطالب مذهبی یاری نمایید...

صفحه رسمی منتظران یوسف زهرا(عج)

http://line.me/ti/p/%40jth9509o